<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش در آموزش مطالعات اجتماعی</title>
    <link>https://alborzmag.cfu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش در آموزش مطالعات اجتماعی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>واکاوی وضعیت جاری برنامه‌های درسی اجرا شده رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان: رویکرد نظریه زمینه‌ای</title>
      <link>https://alborzmag.cfu.ac.ir/article_4802.html</link>
      <description>پیشنه و هدف: رشته آموزش علوم اجتماعی در دانشگاه فرهنگیان با هدف تربیت معلمان آگاه به مسائل اجتماعی و توانمند در انتقال این مفاهیم طراحی شده است، در همین راستا، سنجش کیفیت برنامه‌ درسی اجرا شده این رشته، گامی اساسی در بهبود آموزش و ارتقای توان حرفه‌ای دانشجومعلمان است، لذا هدف از انجام پژوهش حاضر، واکاوی وضعیت جاری برنامه درسی اجرا شده رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان بود. روش: به این منظور از روش داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین استفاده گردید. مشارکت کنندگان در پژوهش، اعضای هیأت علمی، مدیران گروه آموزش علوم اجتماعی و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بودند. داده‌های پژوهش با استفاده از مصاحبه‌های فردی نیمه ساختاریافته عمیق جمع‌آوری گردید، نمونه آماری شامل 15 نفر از اعضا هیات علمی، 4 نفر از مدیران گروه&amp;amp;shy;آموزشی علوم اجتماعی و 8 نفر از دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند هدفمند و با معیار اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از رویکرد کدگذاری سه مرحله‌ای اشتراوس و کوربین (1990) تحلیل‌شده‌اند. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش بیانگر این است که تدریس علوم اجتماعی به مثابه ارکستری با نواهای پراکنده، به‌مثابه پدیده محوری عمل می‌کند و&amp;amp;nbsp; زمینه های ساختاری- مدیریتی، زمینه های آموزشی- تخصصی، زمینه های فرهنگی- نگرشی در این بخش تأثیرگذارند. همچنین شرایط علی شامل ضعف در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی آموزشی، کاستی در توانمندسازی اساتید و کادر آموزشی، ضعف سیستم ارزشیابی و نظارت مؤثر بود. عوامل مداخله‌گر محدود کننده نیز در دو محور موانع فردی و موانع اجرایی سازمان دهی شدند و راهبردهای مدنظر، طراحی نقشه تدریس، اجرای تدریس و نظارت بر آن، تعاملات فراکلاسی احصا شدند. نتیجه‌گیری: درنهایت پیامد وضعیت جاری برنامه درسی اجرا شده رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان ، کاهش کارایی و اثربخشی برنامه&amp;amp;shy; های درسی اجرا شده عنوان گردید</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی انطباق محتوای دروس جغرافیای کتاب‌های‌ مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی با استانداردهای آموزش محیط‌زیست</title>
      <link>https://alborzmag.cfu.ac.ir/article_4554.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: آموزش محیط‌زیست نقش محوری در شکل‌دهی نگرش‌ها، مهارت‌ها و رفتارهای پایدار دانش‌آموزان دارد و دروس جغرافیای کتاب‌های مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی به‌عنوان ابزار آموزشی، فرصت مناسبی برای تحقق این اهداف فراهم می‌کنند. با توجه به اهمیت پرورش شهروندان مسئول محیط‌زیستی، بررسی میزان پوشش مؤلفه‌های زیست‌محیطی در این دروس ضروری است. هدف این پژوهش، تحلیل محتوای دروس جغرافیا و تعیین انطباق آن با استانداردهای آموزش محیط‌زیست است.روش‌ها‌: این مطالعه با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد کمی انجام گرفت. در تحلیل داده‌ها از الگوی آنتروپی شانون استفاده شد که روشی علمی برای سنجش توزیع و میزان اهمیت مفاهیم به شمار می‌رود. پردازش داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار R نسخه 4.5.0 صورت پذیرفت. جامعه آماری پژوهش شامل محتوای دروس جغرافیای کتاب‌های‌ مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی بود؛ باتوجه‌به ماهیت موضوع، کل این جامعه به‌عنوان نمونه پژوهش در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری داده‌ها، چک‌لیست اختصاصی بود که پژوهشگران برای تحلیل محتوای کتب طراحی کرده بودند. روایی محتوایی توسط هشت متخصص تأیید و پایایی با شاخص کاپای کوهن 82/0 تضمین شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که مؤلفه‌ها با توزیع مرحله‌ای و منطقی در دروس جغرافیا ارائه شده‌اند. آب و خاک بیشترین پوشش را دارند و زیست‌کره و صوت در پایه‌های پایین‌تر کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. تحلیل همبستگی و آنتروپی نشان داد که محتوا یکپارچه و منسجم است و دانش‌آموزان به‌تدریج با مفاهیم پیچیده زیست‌محیطی آشنا می‌شوند. نتیجه‌گیری: دروس جغرافیای کتاب‌های مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی با طراحی تدریجی، زمینه رشد دانش و نگرش محیط‌زیستی را فراهم می‌کنند و مهارت‌های تفکر اکوسیستمی را تقویت می‌سازند. با این حال، توجه بیشتر به مؤلفه‌های کمتر پوشش‌یافته، می‌تواند اثرگذاری آموزش محیط‌زیست را افزایش دهد و دانش‌آموزان را به شهروندانی فعال و مسئول در حفاظت از محیط‌زیست تبدیل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه چارچوبی برای آموزش جمعیت، و صلاحیت ‏ها و شایستگی‏ های مورد نیاز متخصصان آموزش جمعیت در ایران</title>
      <link>https://alborzmag.cfu.ac.ir/article_4575.html</link>
      <description>زمینه و اهداف: هدف از این پژوهش، ارائه چارچوبی برای آموزش جمعیت، و صلاحیت‌&amp;amp;rlm;ها و شایستگی‌&amp;amp;rlm;های مورد نیاز متخصصان آموزش جمعیت در ایران است. روش&amp;amp;rlm;شناسی: در این پژوهش از روش کیفی داده بنیاد، و تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه پژوهش شامل متخصصان رشته برنامه‌&amp;amp;rlm;ریزی درسی و علوم اجتماعی؛ و محتوای مرتبط با آموزش جمعیت بود. جهت نمونه&amp;amp;rlm;‌گیری از روش نمونه&amp;amp;rlm;‌گیری هدفمند استفاده شد. داده‌&amp;amp;rlm;های مربوط به نظرات متخصصان از طریق مصاحبه نیمه‌&amp;amp;rlm;ساختاریافته، جمع‌&amp;amp;rlm;آوری شده و از طریق کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. همچنین داده‌&amp;amp;rlm;های مربوط به منابع علمی نیز از بین اسناد و مدارک موجود در پایگاه&amp;amp;rlm;‌های معتبر علمی، جمع&amp;amp;rlm;‌آوری شده و از طریق روش تحلیل مضمون، تحلیل شدند. یافته&amp;amp;rlm;ها: نتایج یافته‌&amp;amp;rlm;ها نشان داد آگاهی&amp;amp;rlm;‌های دینی و مذهبی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، فناوری و دیجیتالی، سلامتی و بهداشتی، تربیتی، و مخاطرات اجتماعی برای جمعیت، ضروری است؛ بر این اساس، متخصصان آموزش جمعیت باید از دانش‌های پایه و تخصصی در زمینه جمعیت شناسی، دینی و مذهبی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، روانشناسی و تربیتی، بهداشت و سلامت، آموزش، مدیریت، فناوری، و مخاطرات اجتماعی برخوردار باشند و از طریق آموزش، مشاوره، تولید و توزیع منابع آموزشی، همکاری با سازمان&amp;amp;lrm;ها، مداخلات اجتماعی، تقویت مشارکت اجتماعی، تحقیق و تحلیل داده‌ها، طراحی و اجرای سیاست‌های مؤثر و توجه به گروه‌های آسیب‌پذیر به آموزش جمعیت بپردازند.نتیجه&amp;amp;rlm;گیری: بر اساس نتایج پژوهش، به منظور رشد و توسعه اجتماعی، آموزش جمعیت در ابعاد مختلف، ضروری است و برای آموزش جمعیت، لازم است متخصصانی با دانش و مهارت&amp;amp;rlm;‌های مورد نیاز، تربیت شوند تا از طریق روش‌&amp;amp;rlm;های مؤثر به آموزش جمعیت پرداخته و منجر به کاهش مشکلات و رشد و توسعه اجتماعی شوند.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>آموزش تعیین میزان فرسایش بادی با مدل اریفر در حوضه میقان به فراگیران رشته آموزش جغرافیا</title>
      <link>https://alborzmag.cfu.ac.ir/article_4696.html</link>
      <description>زمینه و هدف: فرسایش بادی، از مخاطرات طبیعی در مناطق خشک و نیمه‌خشک است که به طور قابل‌توجهی بر چشم‌اندازهای این مناطق تأثیر‌گذار است؛ این پدیده نه‌تنها منجر به بیابان‌زایی می‌شود، بلکه بر کیفیت هوا، تنوع زیستی و فعالیت‌های کشاورزی تأثیرگذار بوده است؛ لذا درک اهمیت این پدیده و مدیریت مؤثر آن، جهت حفظ اکوسیستم‌های حساس و تضمین توسعه پایدار، امری حیاتی است. در این راستا، پژوهشی در حوضه میقان، به‌منظور ارزیابی پتانسیل فرسایش بادی، انجام شده است. هدف این مطالعه، فراهم‌آوردن یک راهنمای آموزشی برای دانشجو معلمان رشته آموزش جغرافیا در خصوص نحوه استفاده از مدل اریفر جهت تعیین فرسایش بادی است. روش: پژوهش حاضر با استفاده از مدل "اریفر" و با تلفیق داده‌های کتابخانه‌ای، نقشه‌های ژئومورفولوژی و... در کنار مطالعات میدانی، انجام‌گرفته است. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که لندفرم ژئومورفیک سطوح دشتی بالاترین میزان رسوب‌دهی و در مقابل، لندفرم ژئومورفیک کوهستان کمترین رسوب‌دهی را از خود نشان می‌دهد. در ادامه به ترتیب، لندفرم‌های ژئومورفیک سطوح نمکی رسی و پوشش نمکی با رسوب‌دهی بسیار زیاد وجود دارند. پس از آنها نیز، لندفرم‌های ژئومورفیک‌های تپه‌ماهور، سطوح دشتی کم‌ارتفاع و کوه کم‌ارتفاع و منفرد، همگی در دسته رسوب‌دهی متوسط قرار می‌گیرند. نتیجه‌گیری: نتایج نشان‌دهنده وخامت وضعیت بیابان‌زایی در این منطقه است و ضرورت اقدامات حفاظتی را یادآور می‌شود.&amp;amp;nbsp; امید است پژوهش حاضر، رهنمودی برای دانشجویان و پژوهشگران علم جغرافیا باشد تا با ارتقاء سطح آگاهی عمومی نسبت به چالش‌های زیست‌محیطی و مخاطرات طبیعی پیرامون، زمینه را برای دستیابی به تعاملی پایدار و مسئولانه با محیط‌زیست فراهم آورند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتاب مؤلفه‌های تفکر دوبونو در بخش تاریخ کتاب‌های‌ درسی مطالعات اجتماعی دوره متوسطه اول</title>
      <link>https://alborzmag.cfu.ac.ir/article_4697.html</link>
      <description>پیشینه و هدف: در دهه‌های اخیر، توجه پژوهشگران تعلیم و تربیت به پرورش تفکر خلاق، در دانش‌آموزان افزایش یافته است. یکی از رویکردهای مؤثر در این زمینه، الگوی شش کلاه تفکر ادوارد دوبونو است که با هدف سامان‌دهی و هدایت فرایند اندیشیدن طراحی شده است. این الگو شش شیوه‌ متمایز تفکر را در قالب شش &amp;amp;laquo;کلاه&amp;amp;raquo; رنگی معرفی می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل محتوای بخش تاریخ کتاب‌های درسی مطالعات اجتماعی متوسطه اول بر اساس مؤلفه‌های تفکر ادوارد دوبونو اجرا شد. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا و رویکرد پژوهش کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش، بخش تاریخ کتاب‌های درسی مطالعات اجتماعی متوسطه اول در سال تحصیلی 1405- 1404 بود که، کل جامعه آماری به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. ابزار اندازه‌گیری چک‌ لیست تحلیل محتوای محقق ساخته بود و نتایج پژوهش با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی در فرایند تحلیلی &amp;amp;laquo;آنتروپی شانون&amp;amp;raquo; مورد بررسی قرار گرفت. پژوهش: در بخش تاریخ کتاب‌های درسی مطالعات اجتماعی دوره متوسطه اول، 376 مرتبه به مؤلفه‌های تفکر اشاره شده است. همچنین فراوانی مؤلفه‌های تفکر کلاه‌های سفید، قرمز، سیاه، زرد، سبز و آبی به ترتیب 143، 35، 53، 60، 35 و 50 بوده است. نتیجه‌گیری: عمده‌ترین نتایج پژوهش بیان‌کننده آن است که در بین پایه‌های تحصیلی متوسطه اول، پایه هفتم با میزان بار اطلاعاتی 1.515 و ضریب اهمیت 0.360 بیشترین توجه و پایه هشتم با میزان بار اطلاعاتی 1.454 و ضریب اهمیت 0.317 کمترین توجه را به مؤلفه‌های تفکر به خود اختصاص داده بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه کیفی علل و زمینه های بی اشتیاقی به تسهیم دانش (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه فرهنگیان)</title>
      <link>https://alborzmag.cfu.ac.ir/article_4699.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: دنیای امروز بیش از پیش به پارادایم ارزش آفرینی تسهیم دانش در ابعاد مختلف زندگی از علم و دانش تا فعالیت‌های کسب و کار و حکمرانی پی برده است، علی‌رغم مزایای فراوان تسهیم دانش، موانع اساسی پیش روی آن وجود دارد. هدف پژوهش حاضر مطالعه زمینه&amp;amp;shy;ها و علل عدم گرایش به تسهیم دانش در بین دانشجویان می‌باشد. روش‌ها: ‌در پژوهش حاضر از رویکرد نظریه داده بنیاد که یک شیوه پژوهش کیفی است، بهره گرفته شده و با 25 نفر از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان به روش نمونه&amp;amp;shy;گیری هدفمند مصاحبه عمیق صورت گرفته است. تحلیل داده&amp;amp;shy;ها براساس کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شده است. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که از نظر دانشجویان شش مقوله محوری تلقی قدرت بودن دانش، روحیه فردگرایی بالا، فقدان حمایت ساختاری دانشگاه، تأثیر زمینه&amp;amp;shy;های تربیتی دانشجویان، بی اعتمادی و نامطلوبیت زیرساخت‌های تکنولوژیکی از شرایط زمینه&amp;amp;shy;ای و علّی عدم گرایش به تسهیم دانش در بین دانشجویان می‌باشد. دانشجویان تشکیل اجتماعات علمی مبتنی بر کارگروهی و توسعه زیرساخت&amp;amp;shy;های فناوری محور را راهکار این مشکل می‌دانستند. مقوله محوری در این پژوهش، ضعف بالندگی میدان دانشگاهی می‌باشد. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که تحقق و پیاده&amp;amp;shy;سازی تسهیم دانش در دانشگاه منجر به بالندگی دانشگاه و بسط سرمایه اجتماعی دانشگاه می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و ارائه مولفه‌های استاد اثربخش در تربیت معلمان با رویکرد گراندد تئوری</title>
      <link>https://alborzmag.cfu.ac.ir/article_4552.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: در نظام آموزش معلمان، استادان نقش محوری در فرایند تربیت و توانمندسازی دانشجومعلمان ایفا می‌کنند. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفه‌های استاد اثربخش در تربیت معلمان و تأثیر آن‌ها بر ارتقای شایستگی‌های حرفه‌ای دانشجومعلمان، انجام شده است. روش‌ها‌: این پژوهش از نوع کیفی بوده و با رویکرد نظریه‌ زمینه‌ای انجام شد. داده‌ها از تجارب ۲۷ دانشجومعلم در پردیس‌های استان البرز در سال تحصیلی ۱۴۰۳ جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار MAXQDA 24 استفاده گردید و فرآیند سه‌مرحله‌ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی به‌کار گرفته شد. در نهایت ۱۲۴ کد اولیه در قالب ۱۸ مقوله اصلی سازمان‌دهی گردید. یافته‌ها:: نتایج نشان داد که اثربخشی استادان به سه دسته عوامل اصلی وابسته است: عوامل علّی شامل ویژگی‌های شخصیتی، تسلط علمی، مهارت‌های تدریس و مدیریت کلاس است. عوامل زمینه‌ای به تعامل مثبت با دانشجومعلمان، شناخت نیازهای آنان و ابعاد روانشناختی یادگیری، پویا اشاره دارد. همچنین، عوامل مداخله‌گر نظیر نوآوری در روش‌های تدریس، ارائه بازخورد سازنده و مسئولیت‌پذیری استادان نقش مهمی در این زمینه ایفا می‌کنند. استادان اثربخش با طراحی برنامه‌های آموزشی مبتنی بر نیازهای دانشجومعلمان، ایجاد انگیزه در یادگیری و توانمندسازی آنان، زمینه را برای ارتقای شایستگی‌های حرفه‌ای و آماده‌سازی دانشجومعلمان برای ورود به حرفه معلمی فراهم می‌کنند. نتیجه‌گیری:: مقوله مرکزی پژوهش تحت عنوان &amp;amp;laquo;تدریس همه‌جانبه و توانمندساز&amp;amp;raquo; شناسایی شد که مدلی مفهومی برای ارتقای عملکرد استادان در فرایند تربیت معلمان ارائه می‌دهد که می‌تواند در طراحی برنامه‌های تربیت معلم و بهبود کیفیت آموزشی اثربخش باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل نوآوری اجتماعی بر مبنای مدیریت دانش در نظام آموزش و پرورش ایران</title>
      <link>https://alborzmag.cfu.ac.ir/article_4803.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: نوآوری اجتماعی در سال‌های اخیر به‌عنوان رویکردی مؤثر در ارتقای توسعه پایدار و کیفیت نظام‌های آموزشی مطرح شده است. با توجه به نقش بنیادین آموزش و پرورش در تربیت سرمایه انسانی، به‌کارگیری مدل‌های نوآوری اجتماعی مبتنی بر مدیریت دانش می‌تواند به بهبود فرآیندهای یاددهی-یادگیری کمک کند. این پژوهش با هدف طراحی مدل نوآوری اجتماعی مبتنی بر مدیریت دانش در آموزش و پرورش ایران، انجام شده است. روش‌ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و ماهیت اکتشافی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ۱۵ نفر از خبرگان حوزه آموزش و نوآوری بود که با نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها با روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم‌افزار ATLAS.ti تحلیل گردید. در فرایند تحلیل، مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر استخراج شد و روایی و پایایی نتایج از طریق بازبینی خبرگان تأیید شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل کیفی به شناسایی الگوی نهایی متشکل از ۱۵ مؤلفه در قالب ۶ بعد منجر شد: مدیریت دانش (تولید، ذخیره، اشتراک‌گذاری و به‌کارگیری دانش)، آموزش نوآورانه اجتماعی (فرهنگ سازمانی، خلاقیت آموزشی، مدیریت اجرایی)، فناوری اطلاعات (فناوری آموزشی)، تعالی آموزشی (استراتژی و هدف‌گذاری، محتوای آموزشی، ارتباطات سازمانی)، پشتیبانی و منابع (مدیریت منابع انسانی و مالی)، و چالش‌های آموزشی (چالش‌های دانش‌آموزان و چالش‌های اجتماعی). نتیجه‌گیری: پژوهش نشان می‌دهد که به‌کارگیری مدل نوآوری اجتماعی مبتنی بر مدیریت دانش می‌تواند به بهبود کیفیت فرآیندهای آموزشی، ارتقای یادگیری و تقویت مشارکت ذینفعان در آموزش و پرورش منجر شود. ایجاد زیرساخت‌های مناسب مدیریت دانش و تقویت فرهنگ نوآوری نیز زمینه‌ساز تحول بنیادین و توسعه پایدار در نظام آموزشی کشور خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سفری به عدالت اجتماعی از جاده هنر؛ تأملی بر مؤلفه های محتوای آموزش هنر عدالت اجتماعی</title>
      <link>https://alborzmag.cfu.ac.ir/article_4813.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: عدالت یکی از مفاهیم مهم در برنامه‌های درسی بویژه مطالعات اجتماعی است. در این میان حوزه‌های یادگیری دیگری نیز قابلیت پرداختن به عدالت را دارند که یکی از آن‌ها حوزه یادگیری هنر است. در این راستا صاحبنظران برای عبور از آموزش سنتی هنر که صرفاً بر مهارت های هنری تأکید دارد موضوعات جدیدی مانند هنر فعال، هنر دموکراسی، هنر عدالت اجتماعی و غیره را مطرح ساخته اند. حال این نوشتار بر آن است که آموزش هنر عدالت اجتماعی را به عنوان یک برنامه درسی و برای حوزه یادگیری هنر معرفی و چارچوب محتوایی برای آن ارائه نماید. روش‌ها‌ این مقصود با روش مطالعه تحلیل اسناد انجام شده است جامعه پژوهشی کلیه منابع علمی نوشتاری در حوزه آموزش هنر در مورد عدالت اجتماعی است که پژوهشگر با نمونه گیری در دسترس کتاب ها و مقالات مربوطه را بررسی و تحلیل نموده است. یافته‌ها: یافته های مطالعه شامل 10 مؤلفه و موضوع شامل جنسیت، زبان، مذهب، معلولیت، ملیت تابعیت و مهاجران، نژاد و قومیت، طبقه اجتماعی و اقتصادی، بیماران، تفاوت های شاگردان و وضع موجود آموزش حوزه های یادگیری، رشته های علمی و تحصیلی است. نتیجه‌گیری: آموزش هنر عدالت اجتماعی ارتباطی معنی‌دار بین آموزش مدرسه‌ای و زندگی در جامعه برقرار ساخته و موضوعات بسیاری برای فعالیت هنری در جلسات درس هنر فراهم سازد و آموزش عدالت در حوزه یادگیری هنر با آموزش آن در مطالعات اجتماعی تفاوت هایی دارد. لذا پیشنهاد می‌گردد معلمان هنر فعالیت‌های یادگیری متعددی را بر اساس آنچه در این نوشتار آمده طراحی و ارائه نمایند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
